7 اکتوبر کودهای قدیمی را در تاریخ منازعه اسرائیل-فلسطین را منسوخ ساخت و ناظران جهانی را وادار کرد تا مفاهیم طولانی مدت و مسیرهای احتمالی را زیر سوال قراردهند.
ریشه های منازعه اسرائیل وفلسطین به اواخر قرن نوزدهم برمیگردد، زمانیکه جنبش صهیونیستی با هدف ایجاد یک میهن یهودی در فلسطین ظهور کرد. از آن زمان تاکنون، این منطقه با یک سلسله جنگ ها، لشکرکشی ها و قیام های وحشیانه تکان خورده است.
این اولین بار نیست که درگیری به این شدت شعله ورمیشود. از جنگ عرب و اسرائیل 1948، جنگ شش روزه 1967، جنگ لبنان 1982، تا دوانتفاضه فلسطینی، این منطقه نقاط عطف خشونت آمیز متعددی را تجربه کرده است. مگر چیزی که 7 اکتوبر را متفاوت میسازد این است که حماس توانست قلمرواسرائیل را برای یک مدت کوتاه هم که بوده باشد دراختیاربگیرد، چیزی که هیچ گروه مقاومت فلسطینی قبلاً انجام نداده است.
جنگجویان حماس پایگاه نظامی ریم، مقر اسرائیل در غزه را تصرف کردند؛ در این عملیات تمام سربازان اسرائیلی که در این پایگاه مستقر بودند کشته و یا اسیر شدند. اگرچه نیروهای اسرائیلی توانستند این پایگاه را دوباره تصرف کنند، اما حس برتری نظامی اسرائیل را متزلزل ساخت.
چرا هفتم اکتوبر متفاوت است؟
برای بسیاری از مفسران فلسطینی، حوادث 7 اکتوبر واقعا بی سابقه ایست که در گذشته همانند آن هرگز دیده نشده بود. پروفیسور کامل هاواش، نویسنده و تحلیلگر سیاسی فلسطینی به TRT World گفت، "تا آنجا که من به یاد میاورم، نه."
سمیع الآریان یکی دیگر از دانشمندان فلسطینی نیز این دیدگاه را تکرار کرد و خاطرنشان کرد که حماس بارها به اسرائیل حمله کرده بود، اما این نخستین باری بود که قلمرو اسرائیل را برای مدت کوتاهی هم که بوده باشد در تصرف خویش در اورد.
آریان به TRT World گفت: «البته، این همچنان میتواند به صفت اولین باری که اسرائیل بعدازجنگ 1973 مورد حمله قرارگرفته است به ثبت برسد. مخصوصا که این بار اسرائیل درقلمروخودش مورد حمله قرارگرفت، نه توسط مصردرسینا وتوسط سوریه ای هادربلندی های جولان، درسال 1973،».
شبه جزیره سینا که اسرائیل دو بار آن را اشغال کرده است، باراول دراواخردهه 1950 وباردوم بین سالهای 1967 و 1982، ازقلمرومصروبلندی های جولان که در سال 1973 توسط تل ابیب اشغال شده است، نیز رسماً متعلق به کشورسوریه است.
جوست هیلترمن، رئیس برنامه خاورمیانه در گروه بین المللی بحران، در مورد اهمیت 7 اکتوبرگفت: "ما هیچگاه چیزی شبیه به این را ندیده ایم،" اوهمچنان اضافه کرد که از بعضی جهات این واقعه ادامه الگوهای دیرینه منازعه بوده است.
هیلترمن این حمله را به صفت "ترکیبی ازهمه ای آن چیزهایی که قبلاً اتفاق افتاده است" توصیف کرده وبه مراحل مختلف مقاومت فلسطین، ازتلاشهای تحت حمایت دولت توسط مصرودیگرکشورهای عربی دردهه های 1960 و 1970 گرفته تا انتفاضه ها و جنگ های زیاد غزه با اسرائیل اشاره کرد.
بعضی از تحلیلگران با یک درگیری بزرگ دیگر عرب و اسرائیل، جنگ اکتوبر 1973 که همچنان در اوایل اکتوبر آغاز شد را موازی براسی کرده ند. اما، این بار اسرائیل در داخل مرزهای خود مورد حمله قرار گرفت، برخلاف مصر و سوریه که در سال 1973 سرزمین های اشغال شده توسط اسرائیل را هدف قرار دادند.
در 7 اکتوبر 2023، حملات حماس باعث کشته شدن 1,180 ومجروح شدن 2,400 اسرائیلی که اکثراً غیرنظامیان بودند شد؛ گروه مقاومت فلسطینی 251 تن را در غزه گروگان گرفت. به تعقیب این حمله، اسرائیل تقریباً 42,000 فلسطینی را کشت که اکثرآنهارا زنان و اطفال تشکیل میدادند.
در 7 اکتوبر چه تغییر کرد؟
قبل از 7 اکتوبر، اسرائیل اطمینان داشت که معادله سیاسی دیرینه درخاورمیانه، که از به رسمیت شناختن موجودیت یک دولت یهودی دریک ساحه عمدتاً مسلمان عرب خودداری میشد، به نفع آنها تغییر کرده است. بعضی ازدولت های عربی در سایه ای میانجیگری دولت ترامپ، عادی سازی روابط با اسرائیل را آغاز کرده بودند.
"قبل از 7 اکتوبر، معلوم میشد که اسرائیل فصل نهایی پروژه استعماری-جایگزینی خویش را در فلسطین مینویسد. رمزی بارود، نویسنده و تحلیلگر فلسطینی، با اشاره به این عادی سازی ها، به حاشیه راندن اداره فلسطین و محاصره غزه میگوید: "این تقریباً رهبری فلسطین را کاملاً مطیع کرده بود، وحدت فرضی حمایت عرب از فلسطین را از بین برده بود واسراییل در حال آماده شدن برای الحاق بخش های بزرگی از کرانه باختری بود."
بارود سخنرانی 2023 نتانیاهو در ملل متحد را به عنوان "اوج یک لحظه ویرانگر در تاریخ" توصیف می کند. در این سخنرانی، نخست وزیر اسرائیل نقشهای را ارائه کرد که در آن سرزمینهای فلسطین مستثنی شده و آن را «خاورمیانه جدید» نامید. بارود میگوید، در دیدگاه نتانیاهو، "فلسطین به عنوان یک واقعیت سیاسی وجود نداشت و فلسطینی ها با اراده و خواسته های شان به صفت یک ملت، دیگر اهمیتی نداشتند."
مگر دو هفته بعد از سخنرانی نتانیاهو در ملل متحد، رویداد های غیرمنتظره 7 اکتوبر همه چیز را تغییر داد؛ بارود می افزاید: "با افشای ظرفیت واقعی اسرائیل برای تحمیل نتایج سیاسی از طریق خشونت و افشای عادی سازی بین اسرائیل و کشورهای عربی به عنوان یک اشتباه غیرقابل تحمل آنرا خنثی ساخت."
هیلترمن گفت، حمله 7 اکتوبر به حماس اجازه داد تا ادغام اسرائیل را در شرق میانه، به ویژه از طریق دهلیز اقتصادی پیشنهادی هند-شرق میانه-اروپا، "با آغاز یک جنگ جدید" به طور بسیار موثر مختل کند. مگر او همچنان باور دارد که حماس در مجموع دستاورد های چندانی نداشته است.
انعکاس های منطقوی
موقیعت بین المللی اسرائیل تحت فشار قرار گرفته است. کشورهای غربی، به ویژه در اروپا، در انتقاد خود از اقدامات اسرائیل بیشتر صریح شده اند. در ضمن، حامیان فلسطین در محکمه جهانی افکار عامه زمین بیشتری بدست آورده اند.
بعد از 7 اکتوبر، دیپلوماسی منطقوی اسرائیل متوقف شد، مخصوصاً مذاکرات آن با عربستان سعودی، که با تل ابیب به عادی سازی نزدیک میشد. عربستان سعودی عادی سازی با تل ابیب را رد کرده است زیرا قتل عام در غزه را غیرقابل قبول میداند. کشورهایی مانند تورکیه، افریقای جنوبی و ایران انتقادات خود را از اقدامات اسرائیل تجدید کرده اند، این در حالیست که قدرت های بزرگ مانند چین و روسیه در سازمان ملل از رفتار اسرائیل ابراز نگرانی کرده اند.
کارشناسان ملل متحد هشدار داده اند که اسرائیل خطر تبدیل شدن به یک دولت "پاریا"(تجرید شده و حقیر) را دارد. برخلاف ایالات متحده، در پلت فورم های ملل متحد، چین و روسیه حملات رادیویی و پیجر اسرائیل را در لبنان به عنوان نقض قوانین بشردوستانه محکوم کردند، در حالیکه بعضی از کشورهای اروپایی، مانند اسپانیا و آیرلند، به تل ابیب در مورد نقض های بیشتر هشدار دادند.
بارود استدلال میکند که یک شکل جدید مشروعیت در سطح جهانی ظهور کرده است که با غزه سازگار است و با اشغال اسرائیل و نقض حقوق بشر مخالفت میکند. او استدلال میکند که این تغییر جایگزین نظم قدیمی شده است و اسرائیل همچنان در مقابل "مقاومت افسانه یی" فلسطینی ها به ارتکاب "ظلم های غیرقابل بیان" ادامه داده است.
"مشروعیت حالا به آنهایی تعلق دارد که در همبستگی با غزه ایستاده اند، به آنهاییکه برای غزه جنگیدند و مردند، و به آنهاییکه مرزهای منازعه را به نام آن گسترش دادند. "همه ای آنهایی که در طرف دیگر این معادله قرار دارند، از دست دادن بی سابقه مشروعیت را متحمل شده است."
بدون شک 7 اکتوبر منظره منازعه اسرائیل-فلسطین را تغییر داد. چیزی که زمانی یک معادله سیاسی با ثبات محسوب می شد، تحت کنترل کامل اسراییل قرار داشت و امیدهای فلسطینی در حال کاهش قرار گرفته بود، اکنون به تردید تبدیل شده است. این حمله نه تنها نقاط آسیب پذیری اسرائیل را افشا کرد، بلکه تایید کرد که صلح در خاورمیانه بدون رسیدگی به مسئله فلسطین تامین شده نمیتواند.
بارود میگوید: "این بدان معنی است که دوره بعد از 7 اکتوبر دیگر موقیعت اسرائیل را که با نادیده گرفتن فلسطین در مقابل کشورهای عربی و پارادایم قدرت منطقوی متمرکزو متکی بر ایالات متحده را مجبور خواهد کرد تا قواعد سیاسی و جیوپولیتیکی که در حقیقت تمام خاورمیانه را در دهه های اخیر اداره میکرد، دوباره بنویسد."