آیا ترامپ یک توسعه طلب است؟
جهان
6 دقیقه مطالعه
آیا ترامپ یک توسعه طلب است؟قبل از تحلیف‌اش در 20 جنوری، رئیس جمهور منتخب ایالات متحده، دونالد ترامپ نظریات جسورانه توسعه طلبانه را که یادآور گذشته مداخله گرایانه امریکا است، مطرح کرد
FILE PHOTO: U.S. President Trump signs an executive order in the Oval Office, at the White House
7 ساعت پیش

رئیس جمهور منتخب چشمان خود را به کانادا، گرینلند و کانال پاناما دوخته است. چه جاه طلبی‌های ترامپ واقعی باشد یا برای تحریک طراحی شده باشد، آنها بعد جدیدی را به استثنایی گرایی امریکایی افزوده و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا تاریخ تکرار خواهد شد یا خیر؟

قبل از تحلیف‌اش در 20 جنوری، رئیس جمهور منتخب ایالات متحده، دونالد ترامپ نظریات جسورانه توسعه طلبانه را که یادآور گذشته مداخله گرایانه امریکا است، مطرح کرد.

اظهارات اخیر ترامپ شامل درخواست از کانادا برای تبدیل شدن به 51مین ایالت ایالات متحده، درخواست از پاناما برای واگذاری کنترول کانال حیاتی خود و پیشنهاد کردن برای واگذاری قلمرو دنمارک در گرینلند برای امنیت ملی ایالات متحده است.

ترامپ در یک کنفرانس خبری در مار-آ-لاگو گفت: مردم حتی نمیدانند که آیا دنمارک در اینجا ادعای قانونی دارد یا خیر، اما اگر هم دارند، باید از آن دست بکشند.

ادعاهای جسورانه ترامپ در مورد سرزمین های مستقل، ممکن بحث‌های جهانی را دوباره شعله ور ساخته باشد، اما تاریخ مداخلات ایالات متحده در امریکا یک داستان آشنا را بیان می‌کند.

از فتح مناطق شمالی مکسیکو—بشمول کلیفورنیا—در اواسط قرن 19م تا دهه‌ها مداخلات نظامی در امریکای مرکزی، واشنگتن بارها نفوذ خود را تحمیل کرده است.

برای دموکرات‌ها، این افشاگری‌ها وحشتناک است. اما این موضوع همچنان تاریخ طولانی و بحث برانگیز تهاجمات ایالات متحده در سراسر امریکا، زمین‌های تصرف شده به نام سرنوشت آشکار و دکترین مونرو، دولت‌های سرنگون شده و رژیم‌های تاسیس شده را آشکار می‌سازد.

به تصویر کشیدن اعمال به عنوان ایدیولوژی

فراتر از مرزهایش، ایالات متحده نقش اساسی را در سرنگونی رژیم‌های ضد امریکایی در امریکای جنوبی بازی کرده و میراث ناآرامی‌ها را به جا گذاشت و چشم اندازهای سیاسی آرجنتاین، برازیل، شیلی و بولیوی را شکل داد.

ایالات متحده دست‌کم در شش کشور امریکا مداخله نظامی کرده است.

مکزیک

در سال ۱۸۴۶، ایالات متحده امریکا علیه مکزیک اعلام جنگ کرد. این منازعه منجر به معاهده 1848 گوادالوپه هیدالگو شد که مکزیک را مجبور ساخت تا بیشتر از نیمی از قلمرو خود بشمول کلیفورنیا، نوادا و آریزونای امروزی را واگذار کند.

این پیمان همچنان کنترول ایالات متحده را بالای تگزاس که فقط سه سال قبل ضمیمه شده بود، مستحکم ساخت. طوریکه جنگ مرزهای امریکا را گسترش داد، حتی در بین اشتراک کنندگان آن یک میراث تلخ به جا گذاشت.

یولیسس اس گرانت، کسیکه بعداً رئیس جمهور ایالات متحده شد، این جنگ را به عنوان "یکی از ناعادلانه ترین جنگ‌هایی که تا حالا توسط یک ملت قوی علیه یک ملت ضعیف انجام شده است" محکوم کرد. این دیدگاه هنوز هم به سایه انداختن روی این فصل از تاریخ امریکا ادامه می‌دهد.

کیوبا

روابط آشفته کیوبا با ایالات متحده شامل دو دوره اشغال به دنبال جنگ اسپانیا و امریکا در 1898 است، زمانیکه اسپانیا کنترول جزیره را به واشنگتن واگذار کرد.

کیوبا دو اشغال ایالات متحده را تجربه کرد: اول به دنبال جنگ اسپانیا-امریکا در 1898، و دوم در 1906 به بهانه ثبات جزیره.

اشغال نخست (1898–1902) با به رسمیت شناختن استقلال کوبا توسط ایالات متحده به پایان رسید، قسمتی که بعضی از مورخین آنرا منحیث یک نمونه اولیه "ملت سازی" به رهبری امریکا قاب می‌کنند.

حمله دوم که در سال 1906 آغاز شد، ناشی از بی ثباتی سیاسی به دنبال فروپاشی یک دولت مورد حمایت ایالات متحده بود. این اشغال با انتخاب رئیس جمهور طرفدار امریکا، خوزه میگوئل گومز در 1909 به پایان رسید.

این مداخلات که هدف آن تثبیت کیوبا بود، آسیب پذیری این جزیره را در برابر نفوذ ایالات متحده برجسته ساخت که تاریخ مدرن آن را شکل خواهد داد.

نیکاراگوئه

نیکاراگوئه، پرجمعیت ترین کشور امریکای مرکزی، در جریان "جنگ های موز" در اوایل قرن بیستم به کانون مداخله ایالات متحده تبدیل شد.

درحالیکه نیکاراگوئه در 1838 استقلال خود را بدست آورد، منظره سیاسی ناپایدار آن که توسط منازعات بین لیبرال‌ها و محافظه کاران تعریف شده بود، یک راه را برای نفوذ امریکا ایجاد کرد.

در سال 1912، در پاسخ به ندای رهبران محافظه کار، سربازان ایالات متحده به کشور حمله و حضور نظامی را ایجاد کردند که تا سال 1933 دوام داشت.

برای دو دهه، واشنگتن قدرت شدید را بالای زندگی سیاسی و اقتصادی نیکاراگوئه داشته است و نقش خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در تاریخ آشفته مداخله در منطقه برجسته کرده است.

هائیتی

تاریخ هائیتی با مداخله ایالات متحده منعکس کننده مبارزات مداوم برای بی ثباتی است.

از 1915 تا 1934، این کشور جزیره‌ای تقریباً دو دهه تحت اشغال امریکایی‌ها به بهانه رسیدگی به آشفتگی اجتماعی-اقتصادی قرار گرفت.

در حقیقت، این مداخله منافع تجارتی ایالات متحده بشمول شرکت شکر امریکایی هائیتی (HASCO) و یک بانک مرکزی مستقر در نیویارک را محافظت کرد.

اشغال یک اثر عمیق را در هائیتی به جا گذاشت، که منظره سیاسی آنرا تغییر شکل داد و واکنش منفی علیه کنترول خارجی را دامن زد. این فاکتور طوریکه کشور با بحران های حکومتداری و امنیتی دست و پنجه نرم می‌کند، همچنان طنین انداز می‌شود.

جمهوری دومینیکن

بطور مشابه، جمهوری دومینیکن بعد از یک کودتا در 1916 که شکنندگی منافع اقتصادی غرب را برجسته ساخت، با مداخله ایالات متحده روبرو شد. این کشور که به دلیل قرضه و نزاع سیاسی رنج می‌برد، به یک صحنه دیگر برای کنترول امریکایی در بحر کارائیب تبدیل شده است.

هدف اشغال امریکا که تا سال ۱۹۲۴ دوام کرد، تثبیت منطقه و تامین دسترسی به یکی از بزرگترین معادن طلا در امریکای لاتین بود. معادن طلا در این کشور در حال حاضر توسط شرکت‌های طلای کانادایی Barrick Gold (60% سهم) و شرکت‌های طلای امریکایی Newmont (40% سهم) اداره می‌شوند.

پاناما

پاناما که در سال 1903 به حمایت ایالات متحده از کلمبیا اعلام استقلال کرد، به محل کانال پاناما تبدیل شد که یک شریان حیاتی برای تجارت جهانی بود که تا اواخر قرن 20 توسط واشنگتن ساخته و کنترول می‌شد.

کانال پاناما که عمدتاً توسط ایالات متحده بین سال‌های 1903 و 1914 ساخته شده بود، تا سال 1977 توسط واشنگتن مالکیت و اداره می‌شد. بعد از آن و تا سال 1999، پاناما و ایالات متحده مشترکاً این کانال استراتیژیک را کنترول می‌کردند.

در 1989، ایالات متحده تحت ریاست جمهوری جورج ایچ دبلیو بوش یک حمله را برای سرنگونی مانوئل نوریگا، که زمانی متحد CIA بوده و بعدا به حاکم نظامی شورشی تبدیل شده بود، آغاز کرد.

نوریگا توسط در عملیات نظامی ایالات متحده که نیروهای مسلح کشور را از هم پاشید، سرنگون شد. اشغال امریکا در اوایل دهه 1990 بعد از اینکه یک رئیس جمهور طرفدار امریکا به عنوان رئیس جمهور این کشور سوگند یاد کرد، پایان یافت.

پیشنهادات لفاظی ترامپ به کانادا، گرینلند و کانال پاناما ممکن مانند یک نمایش اغراق آمیز به نظر برسد، اما یک حقیقت عمیق تر را برجسته می کند: ایالات متحده از مدت‌ها به اینسو از قدرت نظامی و سیاسی خود برای گسترش نفوذ خود در قاره امریکا استفاده کرده است.

نگاهی به TRT Global بیندازید. نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید!
Contact us