همه چیز وابسته به این بستگی دارد که چه کسی بر ترامپ و ایران کنترل خواهد داشت – در حالی که ترامپ یک کابینه جنگ طلب را انتخاب کرده است، ایران بر سر این که آیا امتیازات سیاسی بدهد یا در برابر ایالات متحده قوی تر شود، دچار اختلاف شده است.
با اینکه رئیس جمهور جدید ایالات متحده دومین دوره غیر متوالی خود را در 20 جنوری 2025 آغاز کرده، خاورمیانه رهبری جدید امریکا را به ویژه در مورد ایران آزمایش خواهد کرد. بسیاری از تحلیلگران ژئوپولیتیک در این باره سوال دارند که این بار سیاست ترامپ در قبال تهران چه خواهد بود؟
پیروزی ترامپ تفسیرها و بحث های مختلف را در محافل سیاسی ایران برانگیخته است و شکافهای مهم ایدیولوژیکی را به ویژه بین جناحهای اصلاح طلب و محافظه کار عمیق تر کرده است.
زمانیکه ترامپ برای اولین بار در 2016 ریاست جمهوری را به عهده گرفت، ورود او به کاخ سفید نشان دهنده آغاز یک عصر دگرگون کننده در روابط بین المللی، به ویژه با در نظر داشت خاورمیانه بود.
خروج یک جانبه دولت ترامپ از برنامه جامع عمل مشترک (JCPOA) که در دوره باراک اوباما به امضا رسید و سیاست «فشار حداکثری» که متعاقب آن به اجرا درآورد، باعث تغییر بزرگی در سیاست ایران شد. این حرکتهای سیاسی اختلاف نظرهای قابل توجهی در برداشتها و تفسیرها از دولت ترامپ در میان بازیگران کلیدی سیاسی در ایران به وجود آورده است.
بطور مثال، بلافاصله بعد از خروج ترامپ از توافق هستهای، اصلاح طلبان برجسته ایرانی به ترامپ نامه نوشته و از اینکه ایران با او وارد مذاکره مستقیم شود، حمایت کردند.
در واکنش به این امر، محافظه کاران ایرانی خواستار تعلیق تعهدات ایران بر اساس ماده ۳۷ برجام در واکنش به خروج ترامپ از برجام در دولت حسن روحانی، رییسجمهور وقت شدند.
روسیه، چین و سیاست تعادل
با بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ماه جنوری، ایران بار دیگر تنشهای سیاسی ناشی از شکاف ایدئولوژیک بین محافظهکاران و اصلاحطلبان را تجربه میکند.
اصلاح طلبان استدلال میکنند که استراتژی ترامپ برای مهار چین و کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، توافق با ایران را اجتناب ناپذیر میکند.
به عبارت دیگر، امضاء کردن یک توافق با ایران یک ضرورت استراتیژیک برای پیشرفت اهداف جهانی ایالات متحده را تشکیل میدهد.
اما این دیدگاه کاملاً به این بستگی دارد که آیا ترامپ یک شیوه عملگرا را برمیگزیند و از توافق ایران برای به جا گذاشتن یک میراث شخصی منحیث یک صلح آور هم در داخل و هم در خارج از کشور استفاده میکند یا خیر. اصلاح طلبان ایرانی لفاظیهای ضد جنگ ترامپ را به عنوان یک فرصت استراتژیک تفسیر و استدلال میکنند که هزینه یک توافق با ایران به مراتب کمتر از بار اقتصادی و سیاسی راه اندازی جنگ خواهد بود.
درحالیکه توافق احتمالی ایالات متحده-ایران تحت رهبری ترامپ، روابط تهران را با مسکو و بیجینگ تضعیف خواهد کرد، اصلاح طلبان ایرانی به نظر میرسد که مایل به پذیرش خطر با هدف جستجوی اتحادهای متعدد هستند.
رویکرد محافظهکارانه، از سوی دیگر، بر حفظ امنیت ایران و وضعیت ژئوپلیتیک فعلی تأکید دارد. این موضوع نیز با محاسبات دولت ایالات متحده در تضاد است. زیرا به ویژه با توجه به اتحادهای منطقهای تحت حمایت ایران مانند "محور مقاومت" در خاورمیانه، ترامپ خواستار تغییرات رادیکال در رفتار منطقهای ایران خواهد بود.
بسیاری از چهره های جنگ طلب در دولت ترامپ از سیاستهای سختتر و بدون سازش در برابر ایران حمایت کردهاند. اگر ایران با ایالات متحده متخاصم وارد مذاکره شود، به تصویر نظامی تهران که با دقت پرورش یافته، صدمه خواهد زد و واکنش منفی را در داخل ایران برانگیخته خواهد کرد. این امر همچنین اعتماد شرکای استراتژیک مانند چین و روسیه را به ایران از بین برده و آنها را به محدود کردن روابط تجاری و نظامی خود با تهران سوق خواهد داد. حتی رقبای منطقوی مانند عربستان سعودی و اسرائیل این جسارت را خواهند یافت تا اقدامات سختی را برای محدود کردن نفوذ منطقوی تهران اتخاذ کنند.
خروج یک جانبه ترامپ از توافق هستهای در 2016 این مفهوم را در بین محافظه کاران تقویت کرد که واشنگتن یک بازیگر غیرقابل اعتماد است. علاوه بر این، موضع سخت دولت ترامپ در مورد برنامه موشکی ایران و نفوذ منطقهای، مخالفت محافظه کاران را با مذاکرات احتمالی بیشتر تقویت کرده است.
استراتژی ایران در دوران ترامپ چه خواهد بود؟
دولت ایران احتمالاً یک استراتیژی دو بعدی را دنبال خواهد کرد – یکی متمرکز بر کاهش فشارهای بینالمللی با کاهش تنشهای جهانی، و دیگری نیز به سمت افزایش بازدارندگی استراتژیک با گسترش نفوذ منطقهای هدایت خواهد شد.
این رویکرد در گفتمان دیپلماتیک تهران تبارز خواهد کرد. در حالی که ایران تصویر باز بودن به مذاکره را حفظ میکند، اما به تقویت نیروهای دفاعی و نیابتی منطقهای خود ادامه خواهد داد تا اهداف سیاست خارجی خود را از دست ندهد.
شبکه نفوذ ایران در درون رسانهها و اتاقهای فکر غربی در قانع ساختن جهان به ویژه رهبری اروپا و امریکا در خصوص اینکه نباید فرصت گفتوگو را نادیده گرفت، نقش اساسی خواهد داشت. با در نظر داشت تنشهای دیپلماتیک بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا در جریان دوره اول ترامپ در مورد بار مالی که واشنگتن برای مصون نگهداشتن اروپا از پیشرفتهای روسیه بر عهده گرفته است، بسیاری از تحلیلگران استدلال میکنند که ایران انتظار دارد که یک پویایی مشابه در جریان دوره دوم ترامپ ظهور کند. ایران میتواند از این اختلاف نظر سود ببرد.
از سوی دیگر، تهران به احتمال زیاد برنامه اتمی خود را بدون وقفه ادامه داده و در عین حال به همکاری خود با آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) در سطح محدود اما استراتژیک ادامه میدهد.
اما در میان بحران های عمیق اقتصادی، ایران میتواند برای صداهای مخالف فضا باز کند، زیرا به این روش میتواند به رئیس جمهور کشور کمک کند تا حمایت پنهانی از دیموکراسیهای اروپایی بدست بیاورد.
از اینرو این احتمال وجود دارد که ایران بعضی از پلت فورمهای رسانه اجتماعی را باز کرده، دسترسی به انترنت سریع را تسهیل نموده، و به بعضی از ابراز خواستههای فرقهای و قومی اجازه دهد.
در کُل، این کشور نشانههای تشکیل یک استراتیژی چند لایه را برای حفظ موقیعت خود در جبهههای پالیسی داخلی و خارجی در حالیکه با وجود برگشت ترامپ به کاخ سفید به برنامه هستهای خود ادامه میدهد، نشان میدهد.
اما بسیاری از موارد بستگی به این دارد که ترامپ چگونه به حرکتهای محتاطانه طراحی شده ایران پاسخ میدهد. با توجه به شخصیت جنگجو و بیثباتی ترامپ، تهران یا زیر موج جدیدی از تحریمها فشرده و دچار خسارات استراتژیک در منطقه خواهد شد و یا هم بر این روند غلبه کرده و صفحه جدیدی با واشنگتن باز خواهد کرد.