پس از حملات هوایی اسرائیل به ایران، به نظر می رسد تهران سیاست های جنگ نیابتی خود را کنار گذاشته و آماده است وارد درگیری مستقیم با تل ابیب گردد.
حمله دیرینه اسرائیل به ایران ممکن است تهران را رسماً به یک جنگ منطقهای کشانده باشد.
در حملات ماه اکتبر، نقاط مهم ایران از جمله سیستم های دفاع هوایی، تأسیسات موشکی بالستیک و تأسیساتی که پیشتر به اهداف هستهای ایران مربوط بوده، اما در سال ۲۰۰۳ تخلیه شده بودند، مورد هدف قرار گرفتند.
منابع رسمی ایران اعلام کردند که موشک های اسرائیل با موفقیت دفع شده اند. این پیام با هدف کاهش نگرانی های فزاینده مردم ایران منتشر گردید.
اما خطر برای ایران از یک بحران منطقهای فراتر رفته است. تقاطع عناصر نظامی، دیپلماتیک و ایدئولوژیک ایران را به ایفای نقشی پیشرو در این درگیری وادار کرده است.
چطور شروع شد؟
رهبران ایرانی پس از حملات ۷ اکتبر که توسط گروه حماس به اسرائیل انجام شد، متوجه شدند که این حملات می تواند پیامد های گستردهای برای منطقه به همراه داشته باشد، به ویژه پس از مرگ مشکوک ابراهیم رئیسی رئیس جمهور و حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه این کشور.
در حادثه سقوط هلیکوپتر در آذربایجان در ماه می، دو مقام ایرانی جان خود را از دست دادند که این حادثه موجی از گمانه زنیها را در محافل سیاسی ایران به راه انداخت.
دولت ادعا کرد که این حادثه به دلیل شرایط جوی بوده است، اما بسیاری از مقامات ارشد ایران معتقدند که دولت اسرائیل در این حادثه دخالت داشته است.
این شک و تردید در مقامات ارشد ایران شدت یافت و اعتقاد عمومی این بود که هدف اسرائیل کشاندن ایران به جنگ بوده است.
اما مقامات ایرانی از اعلام رسمی این موضوع خودداری کردند، زیرا نگران بودند که اتهام زنی رسمی باعث گردد تا ایران مجبور به واکنش شود.
در صحبت های خصوصی با مقامات ایرانی، مشخص شد که تهران پس از مرگ رئیسی در جستجوی برگزاری انتخابات سریع برای بازگرداندن ثبات به کشور و رفع بحران های اقتصادی ناشی از این رویداد بوده است.
ایران تنها ۴۰ روز پس از مرگ رئیسی انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کرد و در ماه جولای مسعود پزشکیان را به عنوان رئیس جمهور جدید انتخاب کرد. اما به طرز شگفتانگیزی چند هفته بعد، اسرائیل اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس را در یکی از امنترین مناطق کشور، در قلب تهران به قتل رساند.
در نتیجه، ایران که پیش از این با حمایت از دیگر بازیگران منطقهای از ورود به درگیری مستقیم خودداری کرده بود، مجبور به بازنگری در رویکرد خود شد.
"دفاع پیشرفته" کنار گذاشته شد
ایران از سیاست "دفاع پیشرفته" که به دوران جنگ عراق بازمی گردد و هدف آن تقویت نیروهای نیابتی ایران در خارج از کشور به منظور برقراری تعادل در برابر دشمنان تاریخیاش، اسرائیل و ایالات متحده است، دست کشید و شروع به جستجوی راه های جدید کرد.
بر اساس منابع نزدیک به مقامات ایرانی، آیتالله علی خامنهای و مشاورانش پیشبینی نکرده بودند که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل تلاش خواهد کرد که درگیری جاری را به طور مستقیم به خاک ایران بکشاند.
رهبران ایران معتقد بودند که حملات اسرائیل تنها محدود به نیروهای نیابتی در لبنان (حزبالله) و سوریه و شبه نظامیان شیعه مورد حمایت ایران در عراق خواهد بود. هیچکس انتظار حمله مستقیم به خاک ایران را نداشت.
ایران به حزبالله دستور داده بود که از درگیری مستقیم با اسرائیل اجتناب کند و به جای آن، جنگ فرسایشی را در مرز شمالی اسرائیل دنبال کند.
اما این رویکرد پس از کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله و حملات در لبنان و سوریه که خشم ایران را برانگیخت، تغییر کرد.
اتکا تنها به نفوذ غیرمستقیم از طریق نیروهای نیابتی می توانست موقعیت ایران در منطقه را تضعیف کرده و آن را به عنوان بازیگر ضعیف در منطقه نشان دهد.
ایران قبل از اینکه تعهد خود را برای ایفای نقش مستقیم در درگیری منطقهای با اسرائیل اعلام کند، تلاش کرد تا حمایت دیپلماتیک از همپیمانان منطقهای و جهانی خود جلب کند.
در سپتامبر، ایران اعلام کرد که وارد میدان جنگ شده است و هدف آن بازسازی مسیر منطقهای به شکلی است که برخلاف اهداف نتانیاهو باشد.
پس از آنکه ایران برای نخستین بار با پرتاب صدها موشک بالستیک به اسرائیل واکنش نشان داد، نتانیاهو تهدید کرد که پاسخ "قاطع" خواهد داد.
در پاسخ به این تهدیدها، سخنان سیاسی ایران تحت رهبری آیتالله خامنهای و با حمایت از پارلمان و مقامات حقوق بشر، تشدید شد.
وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی تهدید کرد که موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل میبرد تا اسرائیل را مجازات کند و افزود که ایران قادر است حتی در خارج از مرزهای خود نیز از منافع خود دفاع کند.
ایران پس از ۷ اکتبر برای نخستین بار از جنگ فرسایشی دفاع کرده و حزبالله را به پذیرش این استراتژی دعوت کرده است.
اما با ورود اسرائیل به خاک ایران، تهران خود را در معرض یک دستور کار سیاسی جدید یافت: حالا ایران نمی توانست به صبر کردن یا فقط به نیروهای متحد خود اتکا کند.
ایران در محیط بی ثبات فعلی و در حالی که دولت ایالات متحده امریکا درگیر انتخابات است، به این نتیجه رسید که باید به طور مستقیم وارد عمل شود و وضعیت را بازسازی کند.
پس از حملات اسرائیل، ایران تصمیم گرفت که خود را به عنوان رقیب نظامی مستقیم اسرائیل در منطقه معرفی کند. تهران با دانستن این که اتکا تنها به نیروهای نیابتی هزینه های سنگینی خواهد داشت، پیام داد که در صورت لزوم، تهدید منطقهای اسرائیل را هم به صورت سیاسی و هم نظامی پاسخ خواهد داد.
علاوه بر این، رهبران ایران آگاه هستند که تاخیر در ورود به درگیری مستقیم می تواند به طور جدی بر نفوذ منطقهای ایران تاثیر بگذارد.
رویکرد ایران در برخورد با درگیری مستقیم توسط روسیه و چین که آن را تشویق می کنند، مورد حمایت قرار گرفته است. ایران علاوه بر اقدامات استراتژیک خود، روابط دیپلماتیک خود را با کشورهای خاورمیانه گسترش داده و نسبت به نادیده گرفتن وضعیت قربانی اسرائیل هشدار داده است که این میتواند منجر به پیامد های غیرقابل پیشبینی شود.