اسرائیل با استفاده از بمبارانهای پیدرپی و کشتار بیوقفه فلنسطینیها، بهطور پنهانی در حال غارت منابع طبیعی فلسطین است.
از زمان آغاز جنگ جاری در غزه، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با دنبال کردن استراتژی پاکسازی قومی تلاش میکند ساکنان غزه را به سمت جنوب براند. در میان این خونریزی، فلسطینیها از حق دسترسی به ذخایر نفت و گاز خود نیز محروم شدهاند؛ حقی که برای ایجاد یک کشور پایدار فلسطینی حیاتی است.
تسلط اسرائیل بر ذخایر نفت و گاز منطقه نشاندهنده تمایل طولانیمدت این کشور برای تبدیل شدن به مرکز انرژی و ارتباطات منطقهای است. همانند هر پروژه استعماری، جابجایی و کشتار جمعی وسیلهای است برای رسیدن به هدف اصلی که در آن اسرائیل میتواند منابع مردم بومی فلسطین را تصاحب کند.
در سال ۱۹۹۹ موضوع منابع گاز طبیعی فلسطین زمانی برجسته شد که شرکت گروه بریتیش گاز به اکتشاف یک میدان گازی در فاصلهای بین ۱۷ تا ۲۱ مایلی ساحل غزه پرداخت. این میدان که به (غزه مارین) معروف است، در محدوده ۲۰ مایلی کنترل شده توسط دولت فلسطین بر اساس توافقنامه اسلو ۲ قرار داشت. یاسر عرفات رهبر دولت فلسطین قرارداد اکتشاف ۲۵ سالهای را با کنسرسیومی شامل شرکت بریتیش گاز، کنترکتورهای متحد و صندوق سرمایهگذاری فلسطین امضا کرد. یک سال بعد (درسال ۲۰۰۰)، بریتیش گاز دو میدان دیگر گازی با ذخایری معادل ۱.۴ تریلیون فوت مکعب در غزه مارین کشف کرد
در سال ۲۰۰۱، انتخاب آریل شارون بهعنوان نخستوزیر نشاندهنده موضعی سختگیرانهتر نسبت به فلسطین بود و به دورهای پرتنش منجر شد. دادگاه عالی اسرائیل به شارون اجازه داد خرید نفت از فلسطین را تحریم کند و توافقات مربوط به اکتشاف و تولید گاز طبیعی را وتو نماید و بهاینترتیب، فلسطینیان را از فرصت بهرهبرداری از منابع خود محروم کرد.
با آغاز انتفاضه دوم، رویکرد اسرائیل بر سیاستی سیستماتیک مبتنی بود که توزیع عادلانه ذخایر گاز طبیعی در منطقه را رد میکرد. این محیط سیاسی امیدها برای دستیابی به توافق برد - برد میان دو طرف را از بین برد و این امر عمدتاً به دلیل موضع رادیکال دولت شارون بود.
متعاقباً، مقامات اسرائیلی با هرگونه تأمین بودجه منظم به دولت فلسطین مخالفت کردند و دلیل آن را احتمال دسترسی و استفاده حماس از این منابع مالی در غزه عنوان کردند. استراتژی کلی اسرائیل از آن زمان تاکنون عمدتاً بر انحصار کنترل بر ذخایر گاز طبیعی در میدان گازی غزه و ذخایر نفتی در امتداد مرز کرانه باختری-اسرائیل متمرکز بوده و همزمان فلسطینیان را از سهم منصفانهای از درآمدهای حاصل از این منابع محروم کرده است.
این رویکرد زیانهای مالی قابلتوجهی به اقتصاد فلسطین وارد کرده و مسیر دستیابی آن به دولت مستقل را دچار مانع کرده است. برای دستیابی به این اهداف، اسرائیل در مذاکرات موضعی خصمانه اتخاذ کرده و اغلب حماس را بهعنوان دلیل بیاعتمادی و ناامنی مطرح میکند. افزون بر این، پیشنهادهای ارائه شده برای توافقها بهگونهای طراحی شدهاند که دولت فلسطین را دور بزنند و عملاً هرگونه امکان توزیع منصفانه منابع و درآمدها را مسدود کنند.
اسرائیل اکنون از وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بهعنوان فرصتی برای پیشبرد اهداف استراتژیک خود استفاده کرده است. در مراحل اولیه حمله به غزه، بحثهایی پیرامون سناریوهای جایگزین مطرح شد، از جمله پیشنهادی از سوی وزارت اطلاعات اسرائیل که انتقال جمعیت غزه به شبهجزیره سینا را پیشنهاد میداد. نتانیاهو به طور فعال در تلاش بود تا اتحادیه اروپا را ترغیب کند که بر مصر فشار بیاورد تا با ورود گسترده ساکنان غزه به صحرای سینا موافقت کند.
علاوه بر این، سه هفته پس از آغاز جنگ، اسرائیل مجوزهای جدیدی برای اکتشاف را به شش شرکت، از جمله بیپی (BP) و انی (ENI) برای کاوش ذخایر گاز طبیعی در منطقه (G)، منطقهای مجاور ساحل غزه، اعطا کرد. جالب اینکه که ۶۲ درصد از این منطقه در محدوده مرزهای دریایی است که فلسطین در سال ۲۰۱۹ تحت کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها اعلام کرده بود و فلسطین یکی از امضاکنندگان آن است.
در گزارش آنکتاد در سال ۲۰۱۹، به هزینه مالی بالای محرومیت فلسطینیان از حمایت مالی لازم برای توسعه و ساخت دولت به دلیل اشغال اسرائیل اشاره شده است. در این گزارش آمده است: ذخایر میدانهای دریایی ۱ و ۲ در سال ۱۹۹۹ کشف شد و شرکت برتیش گاز در سال ۲۰۰۰ حفاری برای گاز را آغاز کرد. فلسطینیان میتوانستند به طور فرضی این میادین را به پول نقد تبدیل کرده و ارزش خالص ۴.۵۹۲ میلیارد دلار را به مدت ۱۸ سال سرمایهگذاری کنند. با فرض نرخ بازده واقعی سالانه پایین ۲.۵ درصد، فلسطینیان تاکنون حدود ۲.۵۷۰ میلیارد دلار را به دلیل جلوگیری از حق بهرهبرداری از منابع طبیعی خود که تحت قوانین بینالمللی تضمین شده است، از دست دادهاند.
اسرائیل هدف اصلی خود را گسترش اشغالگری و ادامه پاکسازی قومی فلسطینیان قرار داده است. باوجود هشدارهای لفظی ملایم از سوی متحدان کلیدی مانند ایالات متحده، اسرائیل همچنان به صدور هشدارهای تخلیه برای حملات هدفمند به رفح ادامه میدهد. درصورتیکه در اهداف پاکسازی قومی خود موفق شود، اسرائیل میتواند به هدف دیرینه خود برای کنترل کامل غزه، همراه با تصاحب منابع ارزشمند نفت و گاز، دست یابد. این جاهطلبی با تمایل اسرائیل برای تبدیلشدن به یک مرکز اصلی در مسیر کریدور هند - خاورمیانه - اروپا (IMEC) و تأمینکننده جایگزین انرژی برای بازارهای اروپایی که از زمان آغاز جنگ در اوکراین به دنبال کاهش وابستگی به گاز روسیه هستند، همخوانی دارد.
این فرصتطلبی با ادامه اقدامات اسرائیل در رفح و پیشرفت روابط آن با شرکتهای بینالمللی انرژی آشکارتر خواهد شد. واضح است که اسرائیل به پیروی از استراتژی دوگانه خود ادامه میدهد که شامل تسلیح و تشویق شهرکنشینان غیرقانونی در کرانه باختری و درعینحال پیگیری اشغال نظامی غزه با نگاه به منابع طبیعی آن است.
جنگیدن در غزه آنطور که نتانیاهو تصور میکرد آسان نبوده است. جاهطلبیهای انرژی اسرائیل به دلیل ناتوانی در نابودی حماس و پایان جنگ به نفع خود با مانع مواجه شده است. درحالیکه جامعه بینالمللی تلاش میکند تا ماشین جنگی اسرائیل را در غزه متوقف کند، فشار عمومی همچنان رو به افزایش است و اعتراضات دانشجویی در سراسر آمریکا و اروپا گسترش یافته و ضربهای غیرمنتظره به سیاست نظامی بسیار غیرانسانی نتانیاهو علیه فلسطینیان وارد کرده است.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که جامعه بینالمللی نهتنها برای پایاندادن به نسلکشی جاری اقدام کند، بلکه باید در حمایت از حقوق حاکمیتی فلسطینیان در بهرهبرداری از منابع انرژی خود و محافظت از آنها در برابر تلاشهای اسرائیل برای تصاحب زمینها و منابع فلسطین نیز اقدام کند.