کادیکوی شبهجزیرهای بهشتی در ساحل آسیایی استانبول که جایی منحصربهفرد است. در استانبولی که هنوز سال ۱۹۰۰ را ندیده بود، کادیکوی با «کالامیش»، «فنرباغچه»، «جاده بوستان»، «سوادیه» و «مودا» یک منطقه رویایی بود. اینجا تا چشم کار میکرد زمینهای خالی و چمنزارهای سبز دیده میشد و طبیعت انگار مردم را به ورزشکردن تشویق میکرد.
با ما همراه باشید تا در این نوشتار سفری به دنیای شگفتانگیز تیم فوتبال فنرباغچه داشته باشیم. از ریشههای این باشگاه در محله کادیکوی تا افتخارات و دستاوردهای بینظیر آن و از نقش و جایگاه فنرباغچه در ورزش، فرهنگ و هویت ملی ترکیه بگوییم.
فنرباغچه، از جوراب سیاهها تا قناریهای زرد
در استانبولی که هنوز سال ۱۹۰۰ را ندیده بود، درحالیکه نور شهر استانبول از دوردست بر فراز دریا سوسو میزد و انعکاس آن در آب خیرهکننده بود، فانوس دریایی فنرباغچه در تاریکی شب چشمک میزد و راه را به دریانوردان نشان میداد. فانوس دریایی که قرار بود بیش از یک راهنما باشد و به نمادی از باشگاهی پیشرو در ورزش ترکیه تبدیل شود. نوری که از آن ساطع میشد، نهتنها جزایر و دریای مرمره را روشن میکرد، بلکه به سالهای دور نیز تابیده و نویدبخش طلوعی درخشان در دنیای ورزش ترکها بود.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، جوانان ترک در محله کادیکوی استانبول گرد هم آمدند و با تشکیل تیمی به نام «بلک استوکینگز: جوراب سیاهها» در سال ۱۸۹۹، جرقههای تأسیس یکی از مشهورترین باشگاههای فوتبال جهان و ترکیه یعنی فنرباغچه را رقم زدند.
این جوانان که شور و اشتیاق فراوانی به فوتبال داشتند، در سالهای بعد با نامهای دیگری مانند «باشگاه فوتبال کادیکوی» (۱۹۰۲) و «باشگاه فوتبال فنرباغچه» (۱۹۰۷) به فعالیت خود ادامه دادند. به همین دلیل تاریخ تأسیس رسمی این باشگاه ترک را سال ۱۹۰۷ میدانند.
اگرچه به طور رسمی، سال ۱۹۰۷ بهعنوان تاریخ تأسیس باشگاه شناخته میشود، اما ریشههای این باشگاه به تلاشها و فداکاریهای این جوانان در سال ۱۸۹۹ باز میگردد. نکته جالبتوجه این است که بسیاری از اعضای این تیم در هر سه تیم اولیه که ریشه فنرباغچه شناخته میشوند حضور داشتند.
در آن دوران، استانبول شاهد تأسیس باشگاههای متعددی بود که هر کدام توسط گروههای مختلف قومی و مذهبی اداره میشدند. «باشگاه فوتبال مودا» (۱۸۹۶)، «باشگاه فوتبال کادیکوی» (۱۸۹۹)، «ایموگن» (۱۹۰۰)، «الپیس» (۱۹۰۰) توسط اتباع یونانی و انگلیسی و «بلک استوکینگز: جوراب سیاهها» (۱۸۹۹)، «بشیکتاش» (۱۹۰۳)، «گالاتاسارای» (۱۹۰۵) و «فنرباغچه» (۱۹۰۷) توسط ترکان عثمانی تاسیس شدند.
در یک روز بهاری، آفتاب قرن بیستم در سال ۱۹۰۷، بر فراز محله فنرباغچه هم تابید و گردهمایی بزرگی از جوانان ترک در این محله صورت گرفت، جوانانی که پیشتر «تیم جوراب سیاهها»، «تیم کادیکوی» را نیز بنا نهاده بودند.
نوریزاده ضیا (سونگول)، آیتالله بی، سامی پاشازاده، بحریه ضابتی نجیب، مهندس آسیف، انور معلم زبان ترکی، حسن دالاکلی، حسین دالاکلی، غالیب کولاکسیزاوغلو، چرکز صبری، خیرالله، حقی،حسن سامی و ... از افرادی بودند که در این گردهمایی و تجمع شرکت کردند.
آنها پیراهنهای راهراه زرد و سفیدی که ضیا از انگلیس آورده بود را با شورتهای لاجوردی پوشیدند و بنیان تیم فنرباغچه را گذاشتند. این باشگاه در مدت کوتاهی جوانان فوتبالیست منطقه را نیز به خود جذب کرد. بااینحال باشگاه کنونی فنرباغچه در تلاش است تا بنا به شواهد تاریخی که ارائه شد، تاریخ تأسیس رسمیاش را به سال ۱۸۹۹ ببرد.
«نوریزاده ضیا بی» که از ثروتمندان آن دوره بود و توانایی تأمین مالی باشگاه را داشت، بهعنوان اولین رئیس باشگاه انتخاب شد. «آیتالله بی» که از کارمندان بانک عثمانی بود، بهعنوان منشی و «نِجیب بی اوکانر» که افسر نیروی دریایی بود، بهعنوان کاپیتان و خزانهدار انتخاب شدند.
نام محله فنرباغچه استانبول برای این تیم و باشگاه انتخاب شد و از آن زمان تا به امروز با همین نام فعالیت میکند.
رنگهای باشگاه فنرباغچه که در حال حاضر زرد و لاجوردی هستند، در ابتدا زرد و سفید بودند. دلیل انتخاب این رنگها، گلهای بابونه یا پاپاتیا بود که در بهار در چمنزارهای محله فنرباغچه میروییدند و نماد صبر، پاکی و غرور بودند.
فانوس دریایی، اولین لوگوی باشگاه فنرباغچه بود که در آن گلهای نرگس (بابونه یا پاپاتیا) زرد و سفید در اطراف آن حلقه زده بودند. این نماد و رنگها الهامبخش لباسهای اولیه تیم به رنگ زرد و سفید نیز شده بودند.
یک سال بعد، با تغییر قوانین و رسمی شدن فعالیت تیمهای فوتبال، تلاشهایی برای انتخاب لوگوی رسمی و رنگهای دقیق لباس آغاز شد. در سال ۱۹۱۰، حکمت توپوزر رئیس باشگاه شد و تصمیم به ایجاد تغییراتی اساسی در لباس و لوگو گرفت. او، رنگ لباس تیم را به راهراه زرد و لاجوردی (آبی تیره) تغییر داد.
حکمت توپوزر معتقد بود آبی تیره سمبل اصالت خانوادگی و زرد هم نماد حسادت سایر رقبا به فنرباغچه است.
حکمت توپوزر خواهان استفاده از رنگهای سبز، سفید و قرمز نیز بود. یکی از دوستان توپوزر به نام «توفیق هاکار» که در برلین آلمان زندگی میکرد، طرحی را برای لوگو ارائه کرد که تا به امروز بهعنوان نماد باشگاه فنرباغچه باقیمانده است.
این لوگو شامل عناصری مانند دایره سفید (نماد شجاعت و پاکی)، دایره قرمز (نماد عشق و پرچم ترکیه)، قلب زرد و آبی (نماد حسادت رقبا، اصالت و نجابت)، شاخه بلوط سبز (نماد قدرت) و نام و سال تأسیس باشگاه است.
در بخش سفید سال تأسیس باشگاه (۱۹۰۷) و نام کامل باشگاه آورده شده است. بعد از تغییر الفبا، طرح لوگو حفظ شد و فقط نوشتهها از رسمالخط عربی رسمالخط لاتین تبدیل شد. به لطف همین وسواس در انتخاب لوگو، فنرباغچه بیش از یک قرن است که نماد خود را تغییر نداده تا صاحب یکی از قدیمیترین نمادهای فوتبالی در سراسر جهان باشد.
باشگاه فنرباغچه مانند دیگر بزرگان استانبول یعنی گالاتا و بشیکتاش که به «سه بزرگ» معروفاند، هیچوقت به دستههای پایین سقوط نکرده و در حال حاضر در سوپرلیگ ترکیه رقابت میکند. این باشگاه در طول تاریخ خود افتخارات متعددی را کسب کرده است که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱۹ قهرمانی و ۲۵ نایبقهرمانی در سوپرلیگ ترکیه (از سال ۱۹۵۹)، هفت قهرمانی و ۱۱ نایبقهرمانی در جام حذفی ترکیه، نه قهرمانی و ۱۰ نایبقهرمانی در سوپرجام ترکیه، فنر با کسب ۱۹ قهرمانی در سوپرلیگ ترکیه، ۳ ستاره در لباسش دارد و برای کسب ستاره چهارم به یک قهرمانی دیگر نیاز دارد.
فنرباغچه افتخارات متعدد دیگری مانند شش قهرمانی و یک نایبقهرمانی در مسابقات گروه ملی، دو قهرمانی در جام آتاتورک، قهرمانی در مسابقات قهرمانی فوتبال ترکیه(۱۹۴۹)، هشت قهرمانی و هفت نایبقهرمانی در جام نخستوزیری، شانزده قهرمانی در لیگ استانبول و... نام برد.
این تیم مانند دیگر بزرگان ترکیه برترینها و اولینهایی نیز دارد که میتوان به کمترین گل خورده در یک فصل که شش گل است، یا قهرمانی در لیگ جمعه» بدون گل خورده و.... اشاره کرد.
در سطح بینالمللی نیز این تیم دارنده افتخاراتی نظیر، قهرمانی در جام بالکان، صعود تا یکچهارم در لیگ قهرمان، جام برندگان اروپا و لیگ کنفرانس و نیمهنهایی لیگ اروپا (یوفا) است.
فنرباغچه هم مانند بیشتر تیمهای بزرگ، چند اسم مستعار و لقب دارد؛ این تیم را به جز نام اصلی به نامهای «فنر» (به معنی نور)، «افسانه»، «زرد و لاجوردیها» و «قناریهای زرد» میشناسند. قناریهای زرد اصولاً مهمترین نماد تیم فنرباغچه به شمار میرود. غیر از رنگ زرد که همیشه از رنگهای اصلی باشگاه بوده، انتخاب این نماد به «جیهات آرمان» دروازهبان فنرباغچه برمیگردد، دروازهبانی که به او دروازهبان پرنده نام نهاده بودند.
جیهات آرمان، دروازهبان افسانهای فنرباغچه، بدون شک یکی از محبوبترین بازیکنان تاریخ این باشگاه است. بازی او در سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۵۲ با پیراهن زرد قناری و مچ و گردن لاجوردی، خاطرات بهیادماندنی را برای هواداران فنرباغچه رقم زده است.
آرمان به چالاکی و واکنشهای سریع خود مشهور بوده و به طرز شگفتانگیزی توپهایی را که به سمت دروازهاش شلیک میشده را مهار میکرده است.
گفته میشود در یکی از بازیهای فنرباغچه، لقب «قناری زرد» برای آرمان رقم میخورد و سپس لقب تیم میشود. در آن بازی، یکی از تماشاگران با شور و اشتیاق فریاد میزند: «هی... به قناریام نگاه کنید، باز هم پرید!» این فریاد تماشاگر، جرقهای در ذهن هواداران فنرباغچه زد و ازآنپس، جیهات آرمان به «قناری زرد» شهرت یافت.
این لقب بهسرعت در میان هواداران جا افتاد و به نمادی از چابکی، واکنشهای سریع و تعلق خاطر آرمان به فنرباغچه تبدیل شد. محبوبیت آرمان و لقب «قناری زرد» به حدی بود که در نهایت، این لقب به نماد و لقب رسمی باشگاه فنرباغچه تبدیل شد و تا به امروز بهعنوان نمادی از این باشگاه شناخته میشود.
داستان جیهات آرمان و لقب قناری زرد نمونهای زیبا از پیوند عمیق بین هواداران و بازیکنان است. این داستان نشان میدهد که چگونه یک لقب ساده میتواند به نمادی از عشق، تعصب و هویت یک باشگاه تبدیل شود.
طرفداران فنرباغچه، نیز مانند دیگر بزرگان فقط محدود به استانبول نیستند و در شهرهای مختلف ترکیه طرفدار دارند. شعار حمایتی و فلسفه این تیم میگوید «حمایت کامل، حمایت همیشگی است»، فنرباغچه دهها سرود و شعار مختلف برای موقعیتهای مختلف را در بین طرفدارانش داراست.
نام ورزشگاه اختصاصی آنها ورزشگاه شکری سراجاوغلو است که بیش از ۵۰ هزار گنجایش دارد و در ناحیه کادیکوی شهر استانبول ترکیه واقع شده است. شوکری سراجاوغلو سیاستمدار و پنجمین نخستوزیر ترکیه بود. او طرفدار فنرباغچه بود و از سال ۱۹۳۴ تا سال ۱۹۵۰ رئیس باشگاه بود.
این ورزشگاه در سال ۱۹۰۸ تأسیس شد و تا سال ۱۹۲۰ بهعنوان یک ورزشگاه اجتماعی برای بسیاری از تیمهای محلی خدمت میکرد تا اینکه در سال ۱۹۲۹ استادیوم تکسیم تأسیس شد و این وظیفه را بر عهده گرفت.
در این ورزشگاه اولین دربی حساس بین گالاتاسارای و فنرباغچه بازی شده است، در سال ۲۰۰۹ بین فینال اروپا بین تیمهای شاختار دونتسک و وردربرمن در این ورزشگاه برگزار شده است.
فنرباغچه تمرینات روزانه خود را در مرکز جان بارتو در سنجاقتپه انجام میدهد. البته مراکز دیگری نیز وجود دارد.
نقشآفرینی حماسی فنرباغچه در مبارزات ملی ترکیه
فنرباغچه نهتنها یک باشگاه ورزشی بوده؛ بلکه بهعنوان یک نماد ملی و ابزاری برای وحدت و همبستگی در دورهٔ مبارزات ملی ترکیه شناخته شده است. این باشگاه با تلاشهای خود در حمایت از مبارزات ملی و ترویج ارزشهای وطندوستی، نقش مهمی در تاریخ ملی ترکیه ایفا کرده است.
اعضای این باشگاه در مبارزات ملی، از شرکت مستقیم در مبارزات گرفته تا جمعآوری کمکهای مالی و تسلیحاتی برای ارتش و مبارزان تأثیر قابلی داشتهاند. آنها از محبوبیت و تأثیر اجتماعی خود برای پشتیبانی از مبارزات ملی استفاده کردهاند.
شهادت عارف امیرزاده رئیس باشگاه فنرباغچه و عضو تیم منتخب ترکها نمونهای از این فداکاریهاست. مهندس عارف امیرزاده دو سال پس از تأسیس رسمی در سال ۱۹۰۹ به عضویت باشگاه فنرباغچه درآمد و بهسرعت به یکی از بازیکنان کلیدی این تیم تبدیل شد. امیرزاده در پست دفاع بازی میکرد و بهخاطر قدرت، تعهد و روحیه ورزشی خود مشهور بود. او در سال ۱۹۱۱ بهعنوان کاپیتان فنرباغچه انتخاب شد و در همان سال این تیم را به اولین قهرمانی خود در لیگ استانبول رساند.
امیرزاده در سال ۱۹۱۲ بهعنوان رئیس باشگاه فنرباغچه انتخاب شد. او در دوران ریاست خود خدمات زیادی به این باشگاه کرد و نقش مهمی در تبدیل فنرباغچه به یکی از قدرتمندترین باشگاههای ترکیه ایفا کرد.
با آغاز جنگ استقلال در سال ۱۹۱۹، امیرزاده داوطلبانه به ارتش پیوست و بهعنوان مهندس در ساخت راهآهن به کار گرفته شد. وی خدمات زیادی دراینخصوص به کشورش کرد. او در ۱۵ ژوئن ۱۹۱۹ در حین انجاموظیفه در نزدیکی شهر نیغده (Niğde) مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.
همانطور که مطرح شد، شخصیتهایی که به کل یک ملت تعلق دارند را نمیتوان در قفسی به نام طرفداری از یک تیم محدود کرد. به همین سبب تیم فنرباغچه هم در تاریخ بیش از یک قرنی خود این مهم را موردتوجه قرار داده است.
فنر باغچهایها از اینکه نزد بنیانگذار جمهوری ترکیه، مصطفی کمال پاشا آتاترک، مانند دیگر تیمهای بزرگ محبوب بودهاند همواره ابراز خرسندی دارند. تیم های بزرگ ترکیه نیز در نزد زندهیاد آتاترک دارای جایگاه ویژهای بوده است. به طور مثال وقتی در ۵ ژوئن ۱۹۳۲، ساختمان باشگاه فنرباغچه در کوش دیلی میسوزد. آتاتورک ۵۰۰ لیر به باشگاه کمک میکند که معادل کمکهای جمعآوریشده از طریق چند روزنامه در آن زمان بود.