نقل قول معروف «هنر برای هنر» از آرس گراتیا آرتیس را حتما شنیدهاید.
اما آیا هنر یا هنرمند هدفی بالاتر از این دارد؟ این سوالی است که تیمی از پژوهشگران در پی پاسخ به آن بودند.
یک تیم بینالمللی که تحت هدایت پژوهشگران دانشگاه وین و با همکاری موزه دوم اتریش فعالیت میکرد، در تلاش بود تا بررسی کند که آیا نمایشگاههای هنری میتوانند انسانها را مهربانتر و فهمیدهتر کرده و باعث تغییر در نگرشها و رفتار آنها شوند.
آنچه که پژوهشگران یافتند دلگرمکننده بود؛ بازدیدکنندگان از موزه، کاهش منفینگری (زنوفوبیا) و افزایش مثبتنگری (پذیرش پناهندگان) را گزارش دادند.
نمایشگاه زخم خود را به من نشان بده (Zeig mir deine Wunde) که در سپتامبر ۲۰۱۹ برگزار شد، به بازدیدکنندگان این امکان را داد که به درون خود رجوع کنند و به شکنندگی و آسیبپذیری همنوعان خود بیاندیشند.
یافتههای این مطالعه در شرایطی به دست آمد که احساسات ضد مهاجرتی در سراسر جهان بهویژه در اروپا در حال افزایش بود، جایی که پناهجویان و مسلمانان با حملات فزایندهای از سوی گروههای ناسیونالیست غربی روبهرو میشدند.
افزایش احساسات ضد مهاجرتی همچنین منجر به خشونتهای فزاینده جناح راست افراطی در بریتانیا شده است که ردپای ویرانی در سراسر کشور به جا گذاشته است.
بر اساس گزارش وبسایت موزه دوم وین، آثاری که در این موزه به نمایش گذاشته شدهاند، از قرون وسطی تا هنر مدرن و معاصر را در برمیگیرند و رویکردهای بسیار متفاوتی در موضوع زخمهای انسان را نمایان میسازند؛ مانند میزان آسیبپذیری بدنهای خود هنرمندان یا بریدن بوم نقاشی.
در یک مطالعه دیگر، پژوهشگران از روشی با استفاده از تلفن همراه برای ادامه پیگیری یک نمونه از مخاطبان استفاده کردند تا بررسی کنند که تغییرات به وجود آمده چگونه ماندگار هستند و چه مدت طول میکشند.
این پژوهش جامع با عنوان «اثر هنر چقدر ماندگار است؟» به تازگی در مجله روانشناسی زیباییشناسی، خلاقیت و هنرها منتشر شده است.
متیو پلوفسکی، نویسنده اصلی مقاله از دانشکده روانشناسی دانشگاه وین، در ایمیلی به TRT World میگوید: ما واقعاً نمیدانستیم چه انتظاری باید داشته باشیم. با وجود اینکه اثر بالقوه نمایشگاههای هنری بر نحوه تفکر یا احساس مردم به یک موضوع داغ تبدیل شده است، اما شواهد حقیقی بسیار کمی در این زمینه وجود دارد.
به عنوان یک دوستدار هنر و یک باورمند قوی به اهمیت عمیق هنر در مسائل اجتماعی، امیدوار بودم که ممکن است شواهد محکمی پیدا کنیم.
در یک بیانیه مطبوعاتی جداگانه، پلوفسکی میگوید که اثر هنر بر انسانها به موضوعی محبوب میان پژوهشگران تبدیل شده است.
سؤالی که چگونه هنر میتواند ما را به شهروندانی آگاه و همدلتر تبدیل کند یا واکنشهای مردم را نسبت به چالشهای اجتماعی مانند تغییرات اقلیمی و پناهندگان تغییر دهد، در میان مؤسسات هنری، هنرمندان و همچنین مقامات دولتی و سیاستگذاران فرهنگی، جایگاه پراهمیتی کسب کرده است.
بر اساس گفتههای پلوفسکی، دلیل تصمیم پژوهشگران برای انجام این مطالعه این بود که، با وجود جذب علاقه زیاد از طرف مخاطبان و پژوهشگران، به طرز عجیبی دادههای کمی در مورد اینکه آیا بازدید از یک نمایشگاه یا مشاهده یک اثر هنری واقعاً تأثیری دارد یا نه، وجود دارد. بهویژه در مورد تأثیر آن بر نحوه تفکر و رفتار ما. دادههایی مبنی بر اینکه این اثرات ممکن است چقدر طول بکشند یا ممکن است تحت تأثیر چه تغییراتی قرار بگیریم، کاملاً ناشناخته ماندهاند.
کلاوس اسپیدل یکی از برگزارکنندگان نمایشگاه در موزه وین، میگوید: در سالهای اخیر، تغییراتی در نحوه نگاه ما به هنر رخ داده است. هنرها دیگر تنها به عنوان یک سرگرمی دیده نمیشوند؛ بلکه به عنوان یک منبع قدرتمند و اغلب استفادهنشده برای سلامت، یادگیری و رفاه شخصی یا اجتماعی شناخته میشوند.
نحوه تنظیم مطالعه
یک تیم تحقیقاتی قصد داشتند دادهها را جمعآوری کرده و درک بهتری از تأثیرات هنر بر بازدیدکنندگان به دست آورند.
آنها با ارزیابی تجربیات بازدیدکنندگان از نمایشگاهی که توسط یوهانا شوآنبرگ و کلاوس اسپیدل در موزه دوم وین ترتیب داده شده بود، بررسیهای خود را آغاز کردند.
هنگام برگزاری نمایشگاه، متولیان آن گفته بودند که هدفشان تشویق بازدیدکنندگان برای تفکر و ایجاد تغییرات مثبت بر روی یک مسئله اساسی انسانی میباشد.
پژوهشگران یک مطالعه دو مرحلهای طراحی کردند: آنها از بازدیدکنندگان خواستند تا بگویند آیا مایلند در ازای دریافت بلیط رایگان در مطالعه شرکت کنند یا نه. تنها چیزی که از آنها خواسته میشد این بود که افکار و احساسات خود در مورد نگرانی همدلانه آنها نسبت به دیگران و احساسات زنوفوبیک یا تمایل به پذیرش پناهندگان در کشورشان را گزارش کنند.
این پرسشنامه قبل و بعد از بازدید انجام شد.
پس از اثبات تأثیر هنر بر بازدیدکنندگان، پژوهشگران تصمیم بر بررسی بیشتر گرفتند. آنها به این موضوع پرداختند که آیا این اثرات ماندگار خواهند بود و همچنین برای چه مدت باقی میمانند.
تیم تحقیقاتی سپس گروه دومی متشکل از ۴۱ نفره را با استفاده از روش نمونهبرداری تجربی (ESM) جذب کرد. از گروه دوم خواسته شد تا یک اپلیکیشن را روی تلفنهای همراه خود نصب کنند و هر روز درباره افکار و اقدامات خود گزارش دهند.
زمانی که پژوهشگران گزارشها را از هفته قبل از نمایشگاه با هفته بعد از نمایشگاه مقایسه کردند، چندین تأثیر مشهود ثبت کردند.
آنها در مقاله خود نوشتند: شرکتکنندگان امتیاز بالایی در سوالات مرتبط با حس همدلی وارد کردهاند؛ از جمله تأثیر افرادی که همراه با آنها هستند بر خلق و خویشان و همچنین سؤالی در مورد اینکه «آیا امروز به احساسات درونی خود توجه کردهاید». این نتایج در سه مرحله قبل از بازدید، روز بازدید و روز بعد از آن مورد بررسی قرار گرفته است.
همزمان با اینکه هنرمندان و متولیان این نمایشگاه به مسائل سیاسی، اجتماعی و انسانشناختی که جهان امروز را به چالش کشیدهاند، میپردازند، تأثیر مطالعات ارزشمند اینچنینی دیده میشود؛ زیرا هم اهمیت دنیای هنر را نشان میدهد و هم به سؤال چگونه میتوانند قلبها و ذهنهای شرکتکنندگان را تحت تأثیر قرار دهند، پاسخ داده میشود.
پلوفسکی میگوید: برای مثال، نمایشگاه فعلی ونیز با عنوان «مهاجران در همهجا» که هر دو سال یکبار برگزار میشود، محلی برای طرح موضوعات بسیاری درباره تأثیر هنر بر نگرش مردم نسبت به مهاجرت بوده است. مطالعه ما اکنون بهشدت از این ایده حمایت میکند که نمایشگاهها میتوانند بهعنوان ابزاری قابلاعتماد برای روشن کردن مسائل اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.