استانبول، شهر کاخها و عمارتهای عظیم و شکوهمند است. تپش قلب امپراطوری پهناوری که سه قاره را در بر میگرفت، به مدت چهار قرن در کاخی بود در این شهر که امروز به نام توپکاپی شناخته میشود. توپکاپی (توپقاپی) مرکز اداری یک امپراتوری بزرگ نبود، اقامتگاه خاندان و سلسله عثمانی نبود، یک مرکز آموزشی عالی برای همسران و فرزندان خاندان نبود، یک آکادمی هنری که حمل، هدایت و هنر عثمانی را تا بالاترین نقطه شکل بدهد، نبود؛ بلکه همه اینها یکجا بود.
توپکاپی، فراتر از یک قصر، شهری کوچک در دل استانبول بود که سلاطین در آن سکونت داشتند، مراسم دیوانی برگزار میشد، سفیران خارجی مورد استقبال قرار میگرفتند و سرنوشت امپراتوری رقم میخورد. در این شهر کوچک، صدها نفر از درباریان، خدمه، سربازان و صنعتگران زندگی میکردند و هر یک نقشی در نظم و اداره این مجموعه عظیم ایفا میکردند.
توپکاپی امروز موزه است، موزهها، همچون صندوقچههای اسرار در گذر زمان، حامل اندیشه و فرهنگ یک ملت کهن هستند. قدمت آنها به درازای هویت فرهنگی و تاریخی هر سرزمین است. انسان معاصر با گردآوری یادگارهای ارزشمند گذشته و خلق موزهها، به دنبال بازیابی و حفظ هویت فرهنگی و تاریخی خود گام بر میدارد.
در میان انبوه موزههای جهان، کاخ - موزه توپکاپی در ترکیه، همچون نگینی درخشان، خودنمایی میکند. این مجموعه بینظیر، مهد ابنیه تاریخی کهن و گنجینهای گرانبها از اشیا کمنظیر شرقی است. توپکاپی، بهعنوان یکی از معروفترین و غنیترین موزههای جهان اسلام و ترکان، گویای جلال امپراطوری عثمانی و میراثی گرانبها برای نسلهای آینده است. این قصر، گنجینهای از تاریخ و فرهنگ در قلب شهر استانبول، شاهدی است بر دوران شکوهمند امپراتوری بزرگ عثمانی که سالانه هزاران و حتی میلیونها گردشگر از سراسر جهان را به خود جذب میکند. بازدید از کاخ توپکاپی فرصتی استثنایی است برای غرقشدن در عظمت تاریخی و معماری خیرهکننده و کشف داستانهایی که در هر گوشه از این مکان نهفته است.
در این مقاله، سفری به دل تاریخ خواهیم کرد و با شکوه و جلال عثمانی در کاخ توپکاپی آشنا خواهیم شد. گشتی در تالارها و بخشهای مختلف این قصر، ما را به اعماق تاریخ میبرد و گوشهای از هنر، فرهنگ و سیاست این امپراتوری کهن را به تصویر میکشد.
از کاخ تا موزه؛ بازخوانی تاریخ در توپکاپی
در سال ۱۲۰۴، صلیبیون به رهبری انریکو داندولو، دوک ونیز استانبول را غارت کردند و امپراتوری لاتینی در آن برقرار کردند. بازپسگیری شهر توسط بیزانسیها در سال ۱۲۶۱، گرچه یک پیروزی بود، اما به دلایل اقتصادی، بازسازی کامل شهر امکانپذیر نشد.
در زمان فتح استانبول در ۱۴۵۳ ترکان عثمانی با شهری روبرو شدند که از ویرانیهای جنگهای صلیبی و غارت صلیبیون در سال ۱۲۰۴ رنج میبرد. بناهای باشکوهی چون کاخ بزرگ، ایاصوفیه، هیپودروم و... در سایه غفلت و فرسودگی به سر میبردند.
سلطان محمد فاتح، شهریار باسواد و فاتح نامدار ترک، در فتح استانبول، نهتنها شمشیر قدرت و برتری نظامی را به کار گرفت، بلکه از دانش و آگاهی خود نیز بهره برد. مورخان ترک روایت میکنند که پس از فتح این شهر تاریخی، اولین اقدام سلطان محمد، درست در روز فتح، بازدید از بنای باشکوه ایاصوفیه بود. کنجکاوی او برای دیدن این شاهکار معماری، نشان از درک عمیق او از پیشینه و اهمیت این شهر داشت.
نگاه سلطان محمد از فراز ایاصوفیه بهسوی شهری امتداد یافت که در آن، جز ویرانه چیزی دیده نمیشد. اما سلطان محمد، فاتحی بااراده و بلندپرواز، در اندیشه احیای شکوه و عظمت این شهر باستانی بود. او با درایت و دوراندیشی، تصمیم به ساخت کاخی در قلب استانبول گرفت.
سلطان محمد نخستین کاخ خود را در مکانی بنا کرد که امروزه محل قرارگیری دانشگاه استانبول و بازار بزرگ است. این مکان که به نام کاخ قدیم شناخته میشود، محل اقامت سلطان بود درحالیکه همزمان کاخ توپکاپی استانبول در حال ساخت بود. کاخ توپکاپی بر بستر ویرانههای بیزانتیوم، آکروپلیس یونانی که پیش از دوران رومیان محل استقرار شهر بود، احداث شد.
پس از استقرار سلطان در کاخ تازهاحداث، آن کاخ بهعنوان «کاخ جدید یا سرای جدید عامره» شناخته میشود و کاخ قبلی به «کاخ قدیم» تغییر نام میدهد. این کاخ در برخی اسناد کاخ همایون نیز قلمداد شده است.
نام «کاخ توپکاپی» در قرن نوزدهم از نام «کاخ ساحلی توپکاپی» که در دوران سلطنت محمد اول در سارایبورنو ساخته شده بود و در سال ۱۸۶۲ سوخت، گرفته شد و به کل کاخ اطلاق شد.
کاخ توپکاپی بین سالهای ۱۴۵۹ تا ۱۴۷۸ توسط سلطان محمد دوم، فاتح استانبول بر روی یک شبهجزیره کوچک در میان دریای مرمره و شاخ طلائی ساخته شد. این کاخ چشمانداز خیلی عالی به تنگه بسفر دارد و همچنان دید زیبای این کاخ را میتوان از منطقه آسیایی شهر استانبول مشاهده کرد.
این کاخ از همان ابتدا و در بازه زمانی قرنهای ۱۶ تا ۱۹ میلادی، بهعنوان مرکز سیاسی امپراتوری عثمانی آغاز به فعالیت کرد و این شرایط تا زمان ساخت کاخ دولما باغچه در کنار دریا ادامه داشت. در زمان سلطان محمد فاتح، حرمسرا در کاخ قدیمی بود؛ اما در زمان سلیمان اول حرمسرا نیز کمکم به کاخ جدید انتقال مییافت، در زمان سلطان مراد سوم تمام ساکنین حرم به کاخ توپکاپی انتقال داده شد.
این کاخ به شهری در دل یک شهر و بزرگترین کاخ جهان بدل شده بود. دیوارههای اطراف این قصر طولی ۵ کیلومتری داشتند و مساحت داخلی آن در طول دوران ساختش به ۷۰۰ هزار مترمربع میرسید.
در سال ۱۸۵۶، سلاطین امپراتوری به کاخ دولماباغچه که به سبک غربی و مدرن ساخته شده بود، نقلمکان کرد. بااینحال، کاخ توپکاپی به طور کامل رها نشد و همچنان در مناسبتهای رسمی دولتی مانند اعیاد، جلوس، تشییعجنازه و پذیرایی از سفرا مورداستفاده قرار میگرفت. بعد از اعلام جمهوریت در ترکیه توسط مصطفی کمال پاشا آتاتورک، این کاخ در سال ۱۹۲۴، به موزه تبدیل شد و در سال ۱۹۳۴ برای بازدید عموم افتتاح شد. بخشهای از آن ازجمله حرمسرا نیز در سال ۱۹۶۲ به روی مردم باز شد. امروزه، کاخ توپکاپی یکی از مهمترین موزههای کاخ در معماری جهان است.
از کلید کعبه تا شمشیر حضرت علی و عصای حضرت موسی
علاوه بر اینکه خود بنا یک موزه معماری است. در این کاخ، میتوان مجموعههای مختلفی را تماشا کرد که هر کدام دریچهای بهسوی فرهنگ، هنر و تاریخ این امپراتوری پهناور میگشایند. اشیا و لوازم شخصی سلاطین عثمانی شامل لباسها، زیورآلات، وسایل روزمره و هدایایی که به سلاطین عثمانی تقدیم شده است، مجموعههای چینی و سلاحها، اشیا و آثار هنری ساخته شده از چوب، فلز، پارچه و جواهرات، بخش امانت مقدس که اشیا و یادگارهای ارزشمندی از صدر اسلام در نگهداری میشود که برای مسلمانان سراسر جهان از اهمیت بالایی برخوردار است.
در این قصر، گویی هر قدم، هر رنگ، هر بخش و هر آجر و هر کاشی، داستانی برای گفتن دارد. دیوارها، هنوز رازدار تصمیمات و نقشههای سیاسی و عشقهای ممنوعه هستند. سقفهای رنگارنگ، انعکاسی از بزرگی امپراتوری را به نمایش میگذارند و هر گوشه از این قصر، خاطرهای از گذشته را در دل خود جای، داده است.
کاش درودیوارهای قصر توپکاپی لب به سخن میگشودند و داستانهای ساکنین این قصر را از تولد، مرگ و رنج گرفته تا ثروت، جنون، قدرت، عظمت و اطاعت برایمان بازگو میکردند.
اما قصر توپکاپی، با وجود سکوت سنگینش، داستانهای خود را روایت میکند. با هر قدم در محوطه قصر، گویی در گذر زمان سفر میکنید و باشکوه و جلال امپراتوری عثمانی آشنا میشوید.
دروازه اصلی کاخ توپکاپی باب همایون یا دروازه سلطنتی نام دارد، رو به مسجد ایاصوفیه گشوده میشود. دروازه دمیر کاپیسی یا دروازه آهنی، دومین دروازه است. دروازه سوم نیز دروازه اوتلوک نام دارد. در کنار این ۳ دروازه اصلی، ۵ دروازه کوچکتر که دروازههای خدماتی هستند هم وجود دارد.
باب همایون دروازه اصلی کاخ توپکاپی و دروازه ورود به میدان آلای و حیاط اول کاخ است. در حیاط اول کاخ توپکاپی بناهای متعددی برای ارائه خدمات مختلف ساخته شده بودند، فقط کلیسای قدیمی ایاایرنه و زرادخانه در کنار آن تا به امروز باقیماندهاند. ایاایرنه یک کلیسای ارتدکس شرقی است که در دوران عثمانی بهعنوان انبار سلاحهایی که در جنگها به غنیمت گرفته میشد، مورداستفاده قرار میگرفت. در سال ۱۸۴۸، اولین موزه عثمانی به نام «مجموعه آثار و سلاح عتیقه» توسط فتحی احمد پاشا در این بنا تأسیس شد.
باب السلام یا دروازه سلام، دروازهای باشکوه دوم است که به حیاط دوم کاخ توپکاپی و بخش رسمی آن که محل استقرار واحدهای اداری دولت بود، راه مییابد. این دروازه که با دو برج هشتضلعی با کلاه مخروطی احاطه شده است، در دورههای سلطنت سلطان محمد دوم و سلطان سلیمان اول ساخته شده است.
دروازه سلام به صحن دومی منتهی میشود که به آن میدان دیوان نیز میگویند. هرکسی به این مکان وارد میشد باید به سلطان سلام و درود میفرستاد و علت نامگذاری این دروازه نیز همین است. از این دروازه تنها سلطان و خادمان سلطنتی حق عبور با اسب داشتند.
صحن دوم مرکز اداری کاخ بوده است و تنها بازدیدکنندگان رسمی و اعضای دادگاه امکان ورود به این فضا را داشتند. در هفته چند بار اعضای شورای وزیران برای گفتوگو و پیشبرد امور دولتی در اتاقی گنبدی ملاقات میکردند که تالار شورا نیز نامیده میشد. علاوه بر اتاق شوراها، آشپزخانه و قنادیهای کاخ نیز وجود داشت که امروزه مجموعه چینیهای امپراتوری در آن به نمایش گذاشته میشود. علاوهبرآن خزانه خارجی نیز در حیاط قرار داشت که در حال حاضر سلاحهای امپراتوری در آن نمایش داده میشود. اشیای موجود در کاخ توپکاپی از منابع مختلفی گردآوری شده است؛ این طیف شامل اشیای تولید شده در کارگاههای کاخ، خریداری شده در بازار، هدایای مقامات خارجی و غنیمتهای جنگی میشود.
برای مثال مجموعه چینیها بهتنهایی، گستردگی امپراتوری را با به نمایش گذاشتن مجموعهای از اشیای بهدستآمده از چین و ژاپن نشان میدهند.
در شمال شرقی این حیاط، دیوانخانه (قبهآلتی) که محل برگزاری جلسات دیوان در روزهای خاص هفته بود، و در کنار آن خزانه خارجی (خزینه عامره) قرار دارد.
در پشت دیوانخانه در حیاط دوم، اصطبلهای کاخ (اصطبل عامره) واقع شدهاند.
برج عدالت که بهعنوان برجستهترین و بلندترین بنای کاخ شناخته میشود، درست در پشت این تالار (دیوانخانه) قرار دارد. این برج که چندین بار بازسازی شده است، شکل امروزی خود را در دوره سلطان عبدالمجید به دست آورده است.
دروازه سعادت، دروازهای باشکوه و مهمترین دروازه کاخ توپکاپی است که به حیاط سوم و اندرون کاخ، محل اقامت خصوصی سلطان و خانوادهاش، راه مییابد. این دروازه که با سایهبانهای وسیع، گنبد و ایوانهای دوطرفه تزیین شده است، در سال ۱۷۷۴ بازسازی شده و به شکل امروزی خود درآمده است. دروازه سعادت، نمادی از عظمت و اقتدار سلطان و مرز بین دنیای عمومی و خصوصی در کاخ توپکاپی است. این دروازه فقط به روی افراد خاص مانند وزرا، امرا و سفیران باز میشد و عبور افراد عادی از آن ممنوع بود. عبور از این دروازه به منزله ورود به قلب قدرت و اقتدار امپراتوری بود و عظمت و شکوه سلطان را به رخ میکشید.
اتاق یا تالار عرض که در حیاط سوم قرار دارد، مکانی بود که پادشاه در آن تصمیمات دیوان را گوش میداد و ملاقاتهای رسمی خود را انجام میداد. این تالار که در دوره سلطان محمد دوم از چوب ساخته شده بود، در زمان سلطان سلیمان اول به ستونهای مرمری مجهز شد. شکل این تالار که در طول قرنها تغییر چندانی نکرده است، شبیه به یک اتاق نشیمن است.
دو قسمت مهم دیگر درباره این بخش وجود دارد که نباید از دست داد؛ یکی قسمت امانات مقدس که در آن میتوان اموال انبیا، قسمتهای قدیمی کعبه در مکه و تزیینات مذهبی را دید. این بخش از جذابترین و شگفتانگیزترین بخشهای موزه کاخ توپکاپی است که در آن مجموعه گرانبهایی از اشیا مقدس منسوب به پیامبر اسلام مانند عمامه، چند تار ریش، نامه، تیروکمان، شمشیر، دندان و اثر انگشت این حضرت نگهداری میشوند. همچنین علاوه بر این یادگاریها، اشیا دیگری منسوب به دیگر پیامبران و یاران نزدیک حضرت محمد (ص) در این تالار در معرض نمایش قرار دارند که سینی حضرت ابراهیم، شمشیر حضرت داود، شمشیر یاران پیامبر، ردپای حضرت یوسف، چند پرده، قفل و کلید کعبه، شمشیر حضرت علی، لباس حضرت فاطمه، لباس امام حسین بعد از عاشورا، عصای حضرت موسی، زره و استخوان دست حضرت یحیی، عمامه حضرت یوسفاز مهمترین آنها هستند.
دومین بخش مهم، خزانهداری امپراتوری است که با دیدن آن قدرت و شکوه سلاطین حاکم بر یکسوم جهان درک میشود.
بخش بعد حرمسرای کاخ و اندرونیترین بخش قصر توپکاپی استانبول است، محلی برای زندگی خانواده شاه محسوب میشده است. حرمسرا را بهصورت کاملاً سختگیرانهای بر اساس تفکیک جنسیتی قسمتبندی کرده بودند؛ اما در قرن ۱۶ سلطان مراد سوم این مکان را به محل اقامت شاه نیز تبدیل کرد. ورودی حرمسرا از حیاط دوم میباشد و محل قرارگیری آن نیز دقیقاً در پشت ساختمان دیوان است.
حیاط سوم کاخ توپکاپی امتداد پیدا میکند و به حیاط چهارم میرسد که عمدتاً از باغهای پلکانی و عمارتها تشکیل شده است. اتاق ختنه پسران سلطان، اتاقک مجیدیه، عمارت صوفی، عمارت ایروان و عمارت بغداد نیز در این حیاط واقع شدهاند.
از دیگر بخشهای کاخ توپکاپی میتوان به کتابخانه مجلل و باشکوهی اشاره کرد که از یادگاریهای بسیار زیبا، هنرمندانه و ارزشمند قرن هجدهم است. قفسههای این کتابخانه را به نحوی طراحی نمودند که هوا در آنها جریان داشته باشد و پنجرهها با استفاده از عاج فیل ساخته شدهاند.
در این کتابخانه سلطنتی ۱۸ هزار کتاب تاریخی مختلف وجود دارد که مهر سلطان احمد سوم بر روی آنها درج شده است. در این مجموعه علاوه بر کتابها آثار هنری بینظیری همچون نسخ خطی، نقاشی، مینیاتور و … نیز قرار دارند.
باغهای کاخ توپکاپی که در دورههای مختلف محل احداث کوشکهای متعددی بودهاند، علاوه بر این، فضایی برای انجام بازیهای چوگان نیز به شمار میآمدند. در مناسبتهای خاص، چادرهای بزرگی در باغها و حیاطها برپا میشده و اردوهای جذابی برگزار میشده است. ضمن اینکه فضای کاخ نیز بهگونهای است که گویا در یک محیط وسیعی ساختمانها به شکل فضای اردویی با تزیین شده است.
کاخ توپکاپی، فراتر از یک موزه، گنجینهای بینظیر از تاریخ، هنر و معماری است که روایتگر عظمت یکی از بزرگترین امپراتوریها تاریخ جهان است.
این نوشته توسط یکی از همکاران فریلنسر تیآرتی گلوبال فارسی به رشته تحریر درآمده است. نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی گلوبال فارسی نمیباشد.