خاور نزدیک و یا خاورمیانه که درمحل تلاقی اروپا، آفریقا و آسیا قرار دارد، همواره مرکز توسعه جوامع باستانی در هر سه قاره بوده و این منطقه مهم و حیاتی، نقش تأثیرگذاری در تاریخ بشر ایفا کرده است. خاورمیانه در طول تاریخ جایگاه اقوام و فرهنگهای گوناگون و گهوارهی کهنترین تمدنها بوده است.
پی بردن به این که این مردم چه کسانی بودند و چگونه با هم ارتباط داشتند کاری دشوار و در عین حال جذاب است. تمرکز بیشتر مطالعات پیش از تاریخ در خاورنزدیک بر موضوعی است که به عنوان فرآیند نوسنگی توصیف می شود. بحث در مورد یکجانشینی، کشاورزی، و اهلی کردن حیوانات موضوعی داغ و رایج برای بیش از یک قرن بوده است. اهميت اين دوره و پيامدهای حاصل از آن موجب شده كه گوردن چايلد از اين دوره تحت عنوان «انقلاب نوسنگی» ياد كند.
آنادولو يا تركيه فعلى به لحاظ شــرايط زيست محيطى، شرايط مساعدى براى ورود به این دوره داشته و در ارتباط با پيشــرفتها و نوآورىهاى اين دوره نيز حائز اهميت اســت. در نتيجه كاوشهاى باستانشناسى كه طى دهههاى اخير در نقاط مختلف تركيه انجام گرفته بقاياى آثار نوسنگى در بخشهاى مختلف اين كشور بدست آمده است.
آن چه كه در اين ميان حائز اهميت است ميزان پيشرفت تكنولوژيكى و توسعه ساختارهاى اجتماعى در محوطههاى نوسنگى اين منطقه است. مطالعات اخیر انجام شده در جنوب شرقی آناتولی شروع به ارائه اطلاعات دقیق در مورد آغاز این روند کرده است. پیرو مطالعات انجام شده در حوزه دجله با توجه به پروژههای سدسازی در دهه اخیر و مطالعات جدید در حوضه فرات با پروژه تحقیقاتی نوسنگی شانلی اورفا (Taş Tepeler) که اخیراً آغاز شده است، تنوع در منطقه را به خوبی آشکار می کند.
شانلی اورفا
شانلی اورفا یکی از مکانهای مهم تاریخی از نظر تحقیقات عصر نوسنگی است. این اهمیت گاه ناشی از پژوهشگرانی است که آثار خود را در تاریخ باستانشناسی بر جای گذاشتهاند و گاه از نتایج تحقیقاتی که آنچه را که درباره آن دوره شناخته شده بود به طور اساسی تغییر میداد. اطلاعات کنونی ما نشان میدهد که منطقه شانلی اورفا صحنه سکونتگاههایی بوده است که با نمادهای غنی و ساختارهای تاریخی خود در اوایل زندگی نوسنگی توجهها را به خود جلب کردهاند. این دو ویژگی و عناصر مرتبط با آنها از نظر منطقه متمایز هستند، اگرچه از نظر انطباق با زندگی ساکن و جنبههای تکنولوژیکی مشابه سایر معاصران در خاور نزدیک هستند.
شناخت آیینهای اولیه از طریق بررسی نمادگرایی و ارتباط آن با تحولات معیشتی بشر، بخش مهمی از باستانشناسی پیش از تاریخ به شمار می رود. بعضی از محققین اعتقاد دارند که در اواخر دوره فراپارینه سنگی و همزمان با تغییرات جوی پس از پلئیستوسن، باورها و آیینهای جدیدی به وجود آمدند که میل به تسلط بر طبیعت وحشی از ویژگیهای بنیادی آنها بود.
در این دورهی گذار، در جنوب شرقی ترکیه، یکی از برجستهترین نمادگراییهای آیینی دوره نوسنگی اولیه، در گوبکلیتپه، واقع در شمال شرقی شهر اورفا، ظاهر شده که مشخصه اصلی آن، نیایشگاههای کلان سنگی با ستونهای T شکل عظیم است. در همین منطقه، پنج محوطه باستانی دیگر با همین ویژگی، اما اندکی جدیدتر، به نام های نوالی چوری، کاراهانتپه، تاشلیتپه، هامزانتپه و سفرتپه نیز وجود دارند که بر خلاف گوبکلیتپه، علیرغم داشتن نیایشگاه، مسکونی نیز بودهاند.
گوبکلیتپه
سایت باستانشناسی گوبکلیتپه در 18 کیلومتری شمال شرقی مرکز شهر شانلی اورفا، در نزدیکی روستای اورنجیک، در بالای فلاتی به ارتفاع 800 متر از سطح دریا قرار دارد که یکی از مهم ترین اکتشافات باستانشناسی سالهای اخیر به شمار می رود.
این منطقه در سال 1963 طی بررسیهای سطحی انجام شده با همکاری دانشگاههای استانبول و شیکاگو کشف و به عنوان "سکونتگاه نوسنگی 52V" ثبت شده است. اگرچه تاریخ کشف گوبکلیتپه به سال 1963 باز میگردد که صفحات جدیدی در تاریخ گشود و نیاز به تغییر برخی اطلاعاتی داشت که صدها سال پذیرفته شده بود، اما اولین کاوشها و تحقیقات جدی باستانشناسی بر روی این تپه باستانی توسط گروه باستانشناسی آلمانی با رهبری فردی به نام کلاوس اشمیت (Klaus Schmidt) از سال 1995 آغاز و تا زمان فوتش در سال ۲۰۱۴ ادامه داشت.
حفاریهای گوبکلیتپه آنچه را که درباره گذار از زندگی شکارچی-گردآورنده به تولید غذا شناخته شده است را زیر سوال برده است. این محوطه باستانی که در کوههای گرموش (Germuş) در جنوب شرقی آناتولی واقع شده دارای سازههای عظیم بیضی شکل و مستطیلی شکلی است که توسط شکارچیان گردآورنده در دوران نوسنگی پیش از سفال بین سالهای 9600 تا 8200 قبل از میلاد ساخته شده است. در این مکان معابد متعددی شناسایی شده که به عنوان منطقه مسکونی مورد استفاده قرار نمیگرفته و فقط مراسم واهداف مذهبی در آن انجام میشد.
از این حیث گوبکلیتپه نه تنها قدیمیترین، بلکه بزرگترین مرکز عبادت و پرستشگاه جهان به شمار می رود. شکل بناهای یادبود تعیین شده با اندازهگیریهای ژئومغناطیسی و ژئورادار که نشان میدهد کل این منطقه مرکز عبادت و پرستش در عصر نوسنگی بوده و تعداد کل آنها به 20 سازه دایرهای شکل با قطر 20 تا 30 متر می رسد که تا به امروز 6 مورد از آنها کشف و کاوش شده است. در معابد کشف شده معمولاً دو ستون T شکل بزرگ در مرکز معابد مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند و آنها نیز توسط ستونهای دیگر که در دیوارهای به ضخامت 1.4 متر جا سازی شده احاطه شدهاند.
یعنی هر یک از ستونها، حداقل با مجموعه ای ۲۰ تایی از ستونهای دیگر در مکانی به شکل دایرهای متحدالمرکز قرار گرفته اند. اکثر ستونهای به کار رفته در این محل T شکل بوده که بین 3 تا 6 متر ارتفاع دارند. بر روی این ستونها نقش حیواناتی همچون شیر، روباه، گراز، گاو وحشی، مار، کرکس، مرغ ماهیخوار، عقرب، گاه بطور مجرد و گاه جمعی و همچنین نمادهای انتزاعی حکاکی شده است. تصاویر حیوانات که برخی از آنها سه بعدی است، قدیمیترین تصاویر حکاکی شده بر روی سنگها در عصر نوسنگی است که استعداد هنری نیاکان ما را آشکار میکند.
پروفسور دکتر کلاوس اشمیت که 20 سال از عمر خود را برای کشف آنچه که هماکنون همگان را به تعجب میاندازد صرف نمود، به صراحت بیان می کند که این ستونهای T شکل که برخی از آنها دست و انگشت دارند، نشان دهنده پیکرههای انسانی است. قسمت افقی بالای ستونها سر و قسمت عمودی، بدن یک انسان را نشان میدهد. با وجود اینکه هیچ جزئیاتی مانند گوش، چشم، بینی یا دهان وجود ندارد، اما وجود بازوها و دستها این را ثابت می کند. در برخی از نمونهها، تصویرهای مشابهی مانند کمربند وجود دارد. این نیز بر روی بدن قرار دارد.
سطح سنگها عموماً با نقشهای حیوانی تزئین و حکاری شده است و برخی دارای نقشهای هندسی و نقشهای انسانی هستند. بدون شک هر چهرهای باید معنایی داشته باشد و تفسیرهای نامحدودی در مورد آنها می توان کرد. با این حال، آنچه دراین مورد قابل توجه است این است که می دانیم چهرهها یا صحنههایی که آنها خلق می کنند محصول گذشتهای طولانی است. این توصیفات باید هم برای کسانی که آنها را ساختهاند و هم برای کسانی که آنها را دیدهاند چیزهای زیادی برای گفتن داشته باشد و این را فقط می توان با وجود یک حافظه مشترک و بسیار قوی توضیح داد.
بنابراین باید در نظر داشت که ساختارهای خاص، ستونهای سنگی و تمام توصیفاتی که در اینجا می بینیم مربوط به اساطیر و فلسفه وجودی آن دوره است. احتمال می رود، این ستونهای سنگی، تجسم نمادین انسانهایی (شاید شامانها) بوده باشند که جانوران وحشی را تحت تسلط خود در آوردهاند. این نوع نیایشگاههای کلان سنگی، از اواسط هزاره دهم ق.م محل پرستش و اجرای شعایر آیینی خاصی بودهاند که احتمالاً متروک شدن آنها با رویداد اهلی سازی گیاهان و جانوران و تغییر ساز و کارهای عمده معیشتی انسان از حالت شکارگر- جمع آورنده به دامپرور-کشاورز در ارتباط بوده است.
گوبکلیتپه یکی از مکانهای کشف شده در عصر حاضر است که به خاطر پیچیدگی و عظمت طراحی آن نه تنها کنجکاوی باستانشناسان را به خود جلب کرده بلکه برای بسیاری از مردم نیز تعجب برانگیزاست. طبق تحقیقات انجام شده در این مکان، تاریخ ساخت گوبکلیتپه حدوداً 71۰۰ سال پیش از اهرام مصر، 6600 سال قدیمیترازاستونهنج در ویلتشایرانگلیس و 4600 سال قدیمیتر از اولین شهرهای بینالنهرین باز میگردد. این مکان جذاب در معماری و آثار هنری مکانی بیهمتا و بینظیر در کل تاریخ آن دوران است.
کاوشهای انجام شده در آناتولی در سالهای اخیر نتایج قابل توجهی را در رابطه با دوره نوسنگی و در نتیجه دورههای اولیهی زندگی ساکنان مبتنی بر تولید نشان داده است. کشفیات تاریخی چشمگیر گوبکلیتپه که آن را از سال 2011 در فهرست موقت میراث جهانی یونسکو قرار داده بود، در چهل و دومین نشست میراث جهانی که در جولای 2018 در بحرین برگزار شد، به عنوان هجدهمین دارایی از ترکیه در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت. کشفیات گوبکلیتپه، نه تنها ساختار اجتماعی پیچیده آن دوره و سطحی که در فناوری معماری به آن رسیده است را نشان میدهد، بلکه وجود یک جهان نمادین و سیستم فکری غنی را که تحت سلطه حیوانات است را نیز نشان میدهد.
گرچه گوبکلیتپه از زمان کشف تا به امروز اطلاعات جدید زیادی را فاش کرده است، اما سؤالات حل نشده زیادی نیز درباره این یافتهها همچنان ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است. چه کسانی این معابد را ساختهاند؟ چگونه ستونهای 40 تا 60 تنی را به اینجا منتقل و برپا کردهاند؟ و همین موضوع موجب حدس و گمانهایی در مورد انسانهای پیش از تاریخ شده است. پرسش این است که انسانهای پیش از تاریخ -که هنوز مجهز به ابزارهای ابتدایی هم نبودند- چگونه موفق به ساخت چنین بنای ارزشمند تاریخی شدهاند؟ هدف این معابد دقیقاً چه بوده است؟ معماهایی هستند که منتظر پاسخ هستند و احتمالاً به سالها تحقیق نیاز باشد.
ایان هادر (Ian Hodder) استاد باستانشناسی دانشگاه استنفورد، اذعان می کند که کشفیات گوبکلیتپه همه چیز را تغییر میدهد. از طرفی معابد دیگری نیز در منطقه شناسایی و ثبت شدهاند که در انتظار اکتشاف و خاکروبی هستند. کاوشها در جهت کشف ناشناختههای این مرکز، نحوه ساخت آن و چگونگی زندگی مردمان آن دوره همچنان ادامه دارد.
این نوشته توسط یکی از همکاران فریلنسر تیآرتی گلوبال فارسی به رشته تحریر درآمده است. نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی گلوبال فارسی نمیباشد.